تبليغاتX
☻كشكول☺


مینویسم...میخوانمش.نه.این تو نیستی...دوباره مینویسم.نه...تورا نمیتوان نوشت.جای تو اینجا نیست.در ذهنم بمان...

چند وقتی است هر چه مینویسم،پاک میکنم.آنقدر پاک که هیچ اثری از آن نماند.آری...سپیدی کاغذ تورا زیباتر نوشته است.تو در این سپیدی نمایان میشوی.روزی که مرا در سیاهی دیدی مرا رها مکن...دستانم را بفشار و مرا به سپیدی ببر...تو مرا دوست داری...میدانم.

نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388  توسط تشنه دريانورد  | 


برای دیدن عکس کلیک کنید            دبستان ولی عصر(عج)دوم دبستان

وقتی شما این عکس رو میبینین فقط چند تا پسر قرن بوقی با یه کلاس قدیمی و یه خانم معلم میبینین ولی من یه کلاس پر از خاطرات و دوستای جور واجور و خانوم معلم مهربون و حیاط بزرگ با درختای کاج و روپوش آبی و لیوان پلاستیکی که همیشه تو جیبم بود و  ناظم کچل بد اخلاق و دوزبازی گوشه حیاط با سنگ یا دونه آلوچه هامون و خریدن پفک 5 تومنی از دکّه مدرسه و آویزون شدن از درخت توت تو راه مدرسه و هزاران خاطره دیگه یادم میاد که به یاد آووردن هر کدومش برام لذت بخشه. 

*******

داشتم آلبومم رو ورق میزدم،عکسای دوران کودکی رو دیدم و یه چند دقیقه ای برگشتم به اون دوران.خانم معلممون اسمش مریم بود فامیلیش رستمی.خیلی مهربون بود.مثل یه مادر.فامیلی استادای چهارم پنجم و راهنماییم رو حتی یادم نمیاد ولی این اسم و فامیل و چهره رو هیچ وقت فراموش نمیکنم.یه کار رو هم هر روز سر کلاس تکرار میکرد که اونم هیچ وقت یادم نمیره و هیچ وقتم دلیلشو نفهمیدم.(نمیگم چون شمام دلیلشو نمیفهمین).ان شاءالله هر جا هست سالم و سرزنده باشه.

یاد اون موقعا بخیر.دنیام همون مسیر مدرسه تا خونه و دغدغه فکریم تکالیف عقب موندم بود.زود گذشت و زود میگذره...

*******



نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388  توسط تشنه دريانورد  | 


جنگل تازه به پا کن...هر یه آدم یه درخته


نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388  توسط تشنه دريانورد  | 


بعد از مناظره احمدی نژاد و موسوی،اکثر مردم دچار شُکّ چند دقیقه ای شدن و وقتی از شُک بیرون اومدن دچار شَکّ چند روزه شدن که به کی رای بدن.دیشب احمدی نژاد تو گفتگوی خبری حرفهایی که در مورد رفسنجانی و ناطق نوری زده بود تکرار کرد و تاکید کرد.که باعث تعجب دوباره مردم شد.

بی سیاستی و ولخرجی و بی قانون بودن احمدی نژاد به همه ثابت شده.از اون طرف همه دیدیم که دست هر چی مفت خور و آدم وظیفه نشناس بود تا جایی که تونست از مملکت کوتاه کرد.پس مردم دار بودن اون هم به مردم ثابت شده.

تو مناظره های اخیر،اگه به مناظره های آقای رضایی گوش داده باشین میبینین که از نظر اقتصادی برنامه حساب شده ای داره و همه میدونن که اقتصاد دان خوبیه.ولی به گفته خیلی ها سیاست مدار خوبی نیست.

آقای موسوی هم معلومه میخواد از نظر فرهنگی وضع جامعه رو متحول کنه(مثل خاتمی آزادی بیاره) و راه خاتمی رو ادامه بده.به گفته بعضی ها ، در صورت انتخاب موسوی،بخور بخور بالایی ها دوباره جون میگیره.ولی سیاست مدار خوبیه و میخواد رو سیاست خارجی مانور خوبی بده و خرابکاری های احمدی نژاد رو درست کنه.

آقای کروبی هم یه خورده پیره و بدیش اینه که جز این که 70000 تومن میخواد به هر نفر بده هیچ برنامه ریزی دیگه ای نداره.

در چنین شرایطی انتخاب رئیس جمهور اصلح خیلی سخته مگر اینکه:

رئیس جمهور اصلح:

مواد لازم:آقای احمدی نژاد-آقای موسوی-آقای کروبی-آقای رضایی-مخلوط کن-یک دیگ بزرگ-یک قالب انسان


مخلوط کن رو روشن میکنیم و این4 بزرگوار رو داخلش میریزیم و میگذاریم خوب با هم مخلوط بشن.به طوری که وقتی گفتیم موسوی،همه با هم بگن:ها؟.وقتی گفتیم رضایی همه باهم بگن :ها؟.و همین طور ادامه میدیم.وقتی خوب مخلوط شدن اونها رو داخل دیگ میریزیم.

بی قانونی و ولخرجی احمدی نژاد،بی سیاستی رضایی،بخور بخور موسوی و همراهانش،و خود کروبی رو جدا میکنیم و دور میریزیم.حالا بقیه رو داخل قالب انسان که از قبل آماده کرده بودیم میریزیم و یک رئیس جمهور خوب تحویل مردم میدیم که همه با نگاه اول به اون رای میدن.

امیدوارم همه بتونیم انتخاب درستی انجام بدیم...


نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388  توسط تشنه دريانورد  | 


نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388  توسط تشنه دريانورد  |